امروز ساعت ۱۱ صبح علي آقا زنگ زد و رفتم خونشون تا ADSL را نصب كنم. ناهار هم جاتون خالي اونجا بودم و بعدش هم با علي آقا رفتيم نمايشگاههاي چند رسانه اي كه توي مصلي هستش. فردا هم از صبح تا ساعت 9 شب من اونجام. شما هم حتما بياييد. راستي از مسئولين وبلاگها فقط وبلاگ جوان و شهيد وبلاگ اونجا بودند. ايكاش آقاي شيرازي هم تشريف مي آوردند. و يا ميهن بلاگ و پرشين بلاگ و ... و يا يك نمايشگاه كوچك فقط مخصوص وبلاگيها برقرار ميشد و يا ميتينگهايي براي كاربران همين بلاگفا و ... چيزهاي ديگه.
همش در قالب ايكاش باقي ميماند.
به اميد ديدار شما دوستان فردا از ساعت 9 صبح تا 9 شب در نمايشگاه كه در مصلي امام خميني (ره) برقراره.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
یادتونه میگفتم وقتی کلمه سحر را میشنوم یهو دلم میریزه و میلرزه؟؟؟؟ اما الان با این بازی خانم سحر جعفری جوزانی که جمعه شبها از شبکه یک نشون میده حالم از این اسم سحر بهم میخوره. (فقط احساسم را بیان کردم امیدوارم کسی ناراحت نشه.)
از شنبه سعی میکنم نگاهم را به زندگی ۱۸۰ درجه تغییر بدم و کمتر وقتم را پیش دوستم علی آقا که مثل داداش بزرگترم هست تلف کنم و وبلاگ نویسیم را دوباره شروع کنم.
منتظرم باشید.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:7 قبل از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
چند روزه که دلم گرفته حال و حوصله ندارم اما چشم حتما این وبلاگ را فعال میکنم.
رویای خیس از شما ممنونم.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط سید حسن میرشفیعی
|